السيد موسى الشبيري الزنجاني
6239
كتاب النكاح ( فارسى )
شرط . . . » نيز اين است كه اگر شرط ميراث نمايد اين شرط صحيح است و معناى آن تأكيد بر اصل مقتضاى عقد است زيرا طبق نظر قاضى ، مقتضاى عقد متعه مانند دائم است و در آن ارث وجود دارد . و واضح است كه معنايى كه براى ذيل عبارت شده است خلاف ظاهر آن است . به نظر ما براى روشن شدن معناى عبارت فوق بايد به همان « ما سلف » رجوع كرد ، قاضى قبل از عبارت فوق در جملهاى كه با تعبير « ما سلف » اشاره به همان دارد چنين فرموده است : « فاما نفى التوارث فلا يثبت بينهما و لو اشترط . . . » « 1 » در معناى اين جمله دو احتمال است يكى اينكه : نفى ارث در عقد متعه ثابت نمىشود و لو اينكه اين نفى از طريق شرط صورت گيرد ، كه قهراً طبق اين معنا ، عقد متعه مانند عقد دائم است و ارث در آن مطلقا ثابت است ( نفى الارث لا يثبت ثبوت الارث ) . احتمال ديگر كه به نظر ما همين احتمال متعين است و جمع بين كلمات ايشان خصوصا با آن فرعى كه درباره اختلاف زوجين ذكر نمود ، نيز موافق است ، اين است كه مقصود ايشان از عبارت مذكور اين است نفى توارث در عقد متعه مقتضاى خود عقد است و اين طور نيست كه به واسطه شرط عدم الارث ثابت شده باشد ، پس جمله « و لو اشترط » معنايش اين است كه شرط عدم الارث موجب نفى ارث نمىشود ، بلكه عدم الارث مقتضاى نفس عقد است « 2 » . بنابراين معناى عبارت او كه مىگفت « ان نفى التوارث لا يصح اشتراطه » نيز معلوم مىشود و ذيل آن « فاما ان شرط التوارث ثبت ذلك . . . » نيز معنايش اين است كه اگر شرط الارث شود ، ميراث در عقد متعه نيز هست و با اين معنا نيازى به ارتكاب خلاف ظاهرى كه عدهاى در معناى ذيل مرتكب شده بودند نيست .
--> ( 1 ) - المهذب 2 / 240 . ( 2 ) - استاد مد ظله ، شرط كردن در جايى مفيد است كه مقتضاى خود عقد آن شروط نباشد ، مثلا در شرط البلد كه زوجه مىتواند شرط كند اين شرط او مفيد است زيرا در صورت عدم شرط حق انتخاب محل سكونت با زوج است ، به خلاف شرط النفقه كه قطع نظر از اينكه زوجه آن را شرط كند ، زوج ملزم به پرداخت آن است .